شجلیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجلیز. [ ش ِ ] (اِ) شجد است که سرمای سخت باشد. (برهان ). سرمای سخت . (اوبهی ). شجد. (فرهنگ جهانگیری ). سرمای سخت . (انجمن آرا) : از دوری تو دیر شدم ای صنم آگاه چون قصد تو کردم شجلیزم زد بر راه . (لغت فرس اسدی ). و رجوع به شجد شود.