شجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجو. [ ش َج ْوْ ] (ع اِ) حاجت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ اندوه . (منتهی الارب ). هَم ّ. حزن . (اقرب الموارد).
شجو. [ ش َج ْوْ ] (ع مص ) اختلاف و نزاع میان کسان افتادن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ اندوهگین کردن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اندوهگین کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ◄ طربناک ساختن کسی را. از لغات اضداد است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ از پیش بشدن . (تاج المصادر بیهقی ).