شج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ جّ) [ ع. ] (مص م.) ۱- شکستن سر. ۲- شکافتن کشتی دریا را.واژه قبلی: شتیتواژه بعدی: شجاج