واژه جو

شحام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شحام . [ ش َح ْ حا ] (ع ص ) پیه فروش . (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء). فروشنده ٔ پیه . (از اقرب الموارد) (از اساس البلاغة). ◄ آنکه بسیار اطعام نماید مردم را با پیه . (از ذیل اقرب الموارد) (از اساس البلاغة). ◄ فربه . (از اساس البلاغة زمخشری ). ◄ بسیارخواهنده ٔ پیه . دوست دارنده ٔ پیه . (از اساس البلاغة).

معنی شحام | واژه جو