شحشاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحشاح . [ ش َ ] (ع ص ) شحیح . (از اقرب الموارد). بخیل . ◄ حریص . ◄ دراز. ◄ دوام کننده بر چیزی . (منتهی الارب ). مواظب و جدی بر چیزی . (از اقرب الموارد). ◄ غیور. (منتهی الارب ). ◄ امراءة شحشاح ؛ زن قوی که در قوت و توانایی به مردان ماند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).