شحص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحص . [ ش َ ح َ ] (ع ص، اِ) شَحص .رجوع به شحص شود. ◄ مال پست و کم بها. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ ج ِ شَحص . ◄ ظبیة شحص ؛ آهوی لاغر. (از ذیل اقرب الموارد).
شحص . [ ش َ / ش َ ح َ] (ع ص، اِ) گوسپند و جز آن که از شیر بازایستد. واحد و جمع در آن یکی است، گویند: ناقة شحص و نوق شحص شحصاء. (منتهی الارب ). شحاصة. شَحَصَة. (منتهی الارب ). ◄ گوسپند فربه وآنکه گاهی نر بر او نجهیده باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گوسپند ناباردار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، اشحاص، اَشحُص، شِحاص، شِحص . به لفظ واحد و شَحَصات و شَحص . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).