شحن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحن . [ ش َ ] (ع مص ) پر کردن کشتی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پرکردن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ). ◄ پرکردن مدینه را به اسبان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ دور کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). ◄ دفع نمودن . (از اقرب الموارد) (از صحاح الفرس ). ◄ راندن . (منتهی الارب ). طرد کردن . (از اقرب الموارد). ◄ دور راندن شکار را و صید نکردن . (منتهی الارب ).
شحن . [ ش َ ح َ ] (ع مص ) کینه ورزیدن با کسی : شحن علیه . (منتهی الارب ).
شحن . [ ش َ ح َ ] (ع اِ) ج ِ شحنة. (یادداشت مؤلف ).