شحوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحوب . [ ش ُ ] (ع مص ) برگردیدن گونه از لاغری یا گرسنگی یا از سفر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و در صحاح به معنی تغییر یافتن جسم آمده است . (از اقرب الموارد). شُحوبَة. (منتهی الارب ).
شحوب . [ ش ُ ] (ع اِ) اسم از شاحب و ابوزید گوید: شحوب در لغت بنی کلاب به معنی لاغری است . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) لاغر. (مهذب الاسماء).