شحوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحوم . [ ش ُ ] (ع مص ) فربه شدن پس از لاغری . (از اقرب الموارد). ◄ تباه شدن طعام . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (اِ) ج ِ شحم . (اقرب الموارد). رجوع به شحم شود : اهل تمیز از لحوم و شحوم بازارتنفر و تحرز نمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٩٧).