شخص پیر
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پیر، بزرگسال، سالمند زوج پیر پیرانهسر مرشد، قطب، پیر خرابات، پیر مغان، کاهن، پیر دیر، مراد، پیرطریقت شیخ، دانای قوم، عالم، حکیم، دانا، شخص کارشناس کهنهسرباز، سرباز قدیمی بزرگان قبیله، ریشسفیدان قوم، پیران، شیوخ، کدخدایان، زعمای قوم پدربزرگ، بازنشسته، بزرگ خاندان پیرمرد، پدر، بابا، بابابزرگ، آقابزرگ، آقا آتا فسیل، سفیه، آدم خنگ آفتاب لب بام اکابر، بزرگسالان، سالمندان کاملمرد [حالت صفتی، پیر]