شخولیدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(شُ دَ) (مص ل.) = شخیلیدن: ۱- بانگ کردن. ۲- با آهنگ خواندن، سوت زدن. ۳- ناله کردن. ۴- غریدن رعد. ۵- پژمرده شدن.
(~.) (مص ل.) خراشیدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(شُ دَ) (مص ل.) = شخیلیدن: ۱- بانگ کردن. ۲- با آهنگ خواندن، سوت زدن. ۳- ناله کردن. ۴- غریدن رعد. ۵- پژمرده شدن.
(~.) (مص ل.) خراشیدن.