شد کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شد کن . [ ش َ ک ُ ] (فعل امر) بلند کن . مقابل پست کن . نیز گویند فلانه کس شدی بلند بسته است که دست فلک به او نمی رسد یعنی جای بلندی بر خود چیده است و این از اهل زبان به تحقیق پیوسته . (آنندراج ) : محفل پیر و جوان است مقامی شد کن بزم خونابه خوران است پیامی شد کن . میرنجات .