شداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شداد. [ ش ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ شدید. (اقرب الموارد). ◄ هرچه بدان چیزی را ببندند. (ناظم الاطباء). ♦ قسمهای غلاظ و شداد ؛ قسمهای محکم . سوگندان مغلظه . ♦ ملائک غلاظ و شداد ؛ ملائکه ٔ دلیر و نیرومند: علیها ملائکة غلاظ شداد. (قرآن ٦/٦٦).
شداد. [ش َدْ دا ] (اِخ ) ابویعلی شدادبن اوس بن ثابت . صحابی است انصاری . پسر برادر حسان بن ثابت . (منتهی الارب ).
شداد. [ ش َدْ دا ] (اِخ ) ابن معقل تابعی است و کذا عبداﷲبن شدادبن الهاد و جامعبن شداد. (منتهی الارب ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه