شدف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شدف . [ ش َ دَ ] (ع اِ، اِمص ) کالبد. ج، شدوف . (منتهی الارب ). شخص هرچیزی . (از اقرب الموارد). ◄ کجی رخسار. ◄ شادمانی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فیریدگی . (منتهی الارب ). ◄ بزرگی . (منتهی الارب ). شرف . (اقرب الموارد). ◄ ظلمت و تاریکی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کجی سر شتر و آن عیب است . (از اقرب الموارد).
شدف . [ ش َ دِ ] (ع ص ) درازبالای بزرگ . (منتهی الارب ). ◄ سبک و شتاب جهنده . (منتهی الارب ).
شدف . [ ش َ دَ ] (ع مص ) شاد شدن اسب . (از اقرب الموارد).