شدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(شُ دَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- گردیدن، گشتن. ۲- انجام یافتن. ۳- دگرگون شدن. ۴- به پایان رسیدن. ۵- رفتن، گذشتن. ۶- گراییدن، میل کردن. ۷- تجاوز کردن. ۸- محو گشتن، زایل گردیدن. ۹- حصول یافتن.
(شَ دَ) [ ع. ] (اِ.) مخفف شادن، آهوبره.