شده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ دِّ یا دَُ) (اِ.)<BR>۱- چندرشته نخ به هم پیچیده ک به یک اندازه آنها را بریده باشند.<BR>۲- ریشه و طره.<BR>۳- رشتهای که دانههای گرانبها را بدان کشیده و به گردن یا جامه آویزند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ دِّ یا دَُ) (اِ.) ۱- چندرشته نخ به هم پیچیده ک به یک اندازه آنها را بریده باشند. ۲- ریشه و طره. ۳- رشتهای که دانههای گرانبها را بدان کشیده و به گردن یا جامه آویزند.
(شُ دِ یا دَ) (ص مف.) ۱- گشته، گردیده. ۲- انجام یافته. ۳- رفته، گذشته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شده . [ ش ُدْه ْ ] (ع اِ) رجوع به شَدْه ْ، شود.
شده . [ ش َدْه ْ ] (ع اِ) بیخودی و دهشت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
شده . [ ش َ ؟ ] (اِ) علم و نشان . (غیاث اللغات ).