شدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ دْ) [ ع. ] (مص ل.) شعر یا آواز را با صدای بلند خواندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ دْ) [ ع. ] (مص ل.) شعر یا آواز را با صدای بلند خواندن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شدو. [ ش َدْوْ ] (ع مص ) قصد کردن قصد کسی را. (منتهی الارب ). ◄ شعر به سرود خواندن و راندن شتر. (یادداشت مؤلف ). ◄ خواندن یک یا دو بیت و کشیدن آواز خود را. (از لسان العرب ). ◄ شتران را راندن : شدا الابل یشدوها شدواً. (از السان العرب ). ◄ آموختن بعض علم ادب را. شدا شدواً؛ اخذ طرفاً من الادب . (لسان العرب ). ◄ تشبیه کردن فلان را بفلان : شدا الرجل فلانا فلاناً اذا شهبه ایاه . (لسان العرب ).
شدو. [ ش َدْوْ ] (ع اِ) اندک از هر بسیار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ قصد. ◄ جانب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).