شدیار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش یا شُ) (اِ.) شیار، شخم، زمین شیار کرده.واژه قبلی: شدکیسواژه بعدی: شدیاریدن