شرر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ رَ) [ ع. ] (اِ.) پاره آتش که به هوا پرد.مترادفها و واژههای مرتبطاخگر، بارقه، جرقه، شرار، شراره، شعله، لهب، لهیبواژه قبلی: شرذمهواژه بعدی: شرزه