شرز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرز. [ ش َ ] (ع اِمص ) درشتی و سختی . (منتهی الارب ). غلظت و شدت . (از اقرب الموارد): عذاب شرز؛ عذاب شدید. (یادداشت مؤلف ). ◄ توانایی . (منتهی الارب ). قوت . (از اقرب الموارد). ◄ هلاکت . و منه : رماه اﷲ بشرزة؛ ای بهلکة. ◄ (ص ) سخت . (منتهی الارب ).
شرز. [ ش َ ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بریدن و قطع کردن . (از ناظم الاطباء).
شرز. [ ش َ رَ ] (ع ص ) خالص از هر چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).