شرطیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرطیة. [ ش َ طی ی َ ] (ع ص نسبی ) یا شرطیة. تأنیث شرطی . فرگروی . (ناظم الاطباء). ♦ جمله ٔ شرطیه . (اصطلاح نحو). رجوع به شرط شود. ♦ شرطیه ٔ متصله ؛ فرگروی پیوسته . (از ناظم الاطباء). ♦ شرطیه ٔ منفصله ؛ فرگروی واگشته . (ناظم الاطباء). ♦ قضیه ٔ شرطیه .(اصطلاح منطق ). رجوع به قضیه و شرط شود. ♦ قضیه ٔ شرطیه ٔ متصله . رجوع به قضیه ٔ متصله شود. ♦ قضیه ٔ شرطیه ٔ منفصله . رجوع به قضیه و شرط شود.