شروین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شروین . [ ش َرْ ] (اِخ ) نام یکی از سپهبدان و حکام تبرستان بوده که آن طایفه را ملک الجبال می گفته اند و بعد از او پسرش شهریار که پدر ملوک باوندیه بوده به پادشاهی مازندران رسید. (انجمن آرا) (آنندراج ). شروین بن رستم بن سرخاب بن قارن بن شهریاربن شروین بن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن باوبن شاپوربن کیوس بن قباد یازدهمین از سپهبدان طبرستان . (یادداشت مؤلف ). خاقانی در اشاره به اسپهبد طبرستان گوید : ضامن ارزاق من اوست مبادا که من منت شروین برم وانده شروان او. خاقانی .
شروین . [ ش َرْ ] (اِخ ) ابن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن باوبن شاپوربن کیوس، هفتمین از اسپهبدان طبرستان است . (یادداشت مؤلف ).
شروین . [ ش َرْ ] (اِخ ) نام یکی از فرزندزادگان ملک کیوس برادر انوشیروان هم هست . (برهان ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه