شش خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ) (اِمر.)<BR>۱- خیمه، پرده.<BR>۲- خیمة مدور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ) (اِمر.) ۱- خیمه، پرده. ۲- خیمه مدور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شش خانه . [ ش َ / ش ِ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) عمارتی که دارای شش درگاه باشد. (ناظم الاطباء). ◄ خیمه ٔ گرد را گویندو آن را گنبدی نیز نامند. معرب آن شش خانج است . (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ). رجوع به شش طاق و شش خان شود. ♦ شش خانه ٔ تفنگ ؛ تفنگ خان دار و شمخال . (ناظم الاطباء). ◄ کنایه از عالم است : مشتری بر طالع ایام تو موقوف کرد هر سعادت کاندرین شش خانه اسطرلاب یافت . سراج سکزی (از آنندراج ). ◄ (اصطلاح موسیقی ) نوعی از ساز. (ناظم الاطباء). پرده . (فرهنگ جهانگیری ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی