شش پنج زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شش پنج زن . [ ش َ / ش ِ پ َ زَ ] (نف مرکب ) شش و پنج زن که شش پنج زند و بازد، و شش پنج نوعی قمار است : لیک گر میرم ندارم من کفن در قمار مفلس شش پنج زن . مولوی . ◄ شش و پنج . شش پنج . (ناظم الاطباء). رجوع به شش پنج شود. ◄ کسی که هرچه باشد در معرض تلف آرد. (ازآنندراج ) : شش پنج زنان داو برده اما همه نقش یک شمرده . خاقانی (از آنندراج ).