ششصد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ششصد. [ ش َ / ش ِ ص َ ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) شش دفعه صد و سه دفعه دویست . (ناظم الاطباء). ستمائه . نماینده ٔ آن در ارقام هندیه ٦٠٠ و در حساب جمل «خ » باشد. (یادداشت مؤلف ) : شصت بار آمده نوروز ترا مهمان جز همان نیست اگر ششصد بار آید. ناصرخسرو. ♦ ششصدیک ؛ از ششصد یکی . یک ششصدم . (یادداشت مؤلف ).