شطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- جزو، پاره.<BR>۲- نیمة چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جزو، پاره. ۲- نیمه چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شطر. [ ش َ ] (معرب، اِ) معرب چتر. (یادداشت مؤلف ) : ثم اتی بالفیل و الصق به سلم فرکب علیه و رفع الشطر فوق رأسه . (ابن بطوطة).
شطر. [ ش َ ] (ع مص ) دوشیدن دو پستان شتر و گوسفند خود را و دو پستان دیگر را گذاشتن تا بماند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). دوشیدن . (المصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). به دو نیم کردن . (دهار) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).
شطر. [ش ُ / ش ُ طُ ] (ع ص ) دور و بعید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جهت بعید. (منتهی الارب ) (آنندراج ).