شطون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شطون . [ ش َ ] (ع ص )چاه دورتک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). چاه دورفرود. (مهذب الاسماء). ◄ چاهی که در آن از دو طرف با دو رسن آب کشندو دهانه ٔ آن فراخ و پایین وی تنگ باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ جهت دور و دراز. جهت دور و دراز. (ناظم الاطباء). جهت بعید و بی پایان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به شطوف شود. ◄ غزوة شطون ؛ ای بعیدة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
شطون . [ ش ُ ] (ع مص ) درآمدن و داخل شدن در زمینی خواه راسخ و ثابت باشد و یا سست و غیر راسخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ دور شدن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).