شطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شطی . [ ش َطْ طی ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن عبداﷲبن ابراهم بصری شطی . ساکن گرگان بود و از ابوالحسن علی بن حمید بزاز و جزوی روایت داشت .وی به سال ٢٩١ هَ . ق . درگذشت . (از لباب الانساب ).
شطی . [ ش َطْ طی ] (اِخ ) ابوالطیب مظفربن سهل بن علی شطی واسطی . در مکه از احمدبن علی مؤدب روایت کرد و ابوالحسین محمدبن احمدبن محمد جمیع از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).
شطی . [ ش َطْ طی ] (اِخ ) محمد جمیل افندی حنبلی دمشقی، متوفای سال ١٣٠٧ هَ . ق . او راست : ١- توفیق المواد النظامیة لاحکام الشریعة المحمدیة. ٢- رساله ای در مسائل امام داود ظاهری . ٣- الفتح المبین فی تلخیص کلام الفرضین (فرائض المذاهب الاربعة). ٤- المنظومات الجمیلة الشطیة، از اشعار وی، چ دمشق - سال ١٣٢٤ هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر).