شعابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعابی . [ ش َ ع ْ عا ] (حامص ) بند زدن ظرفهای شکسته . مرمت کردن کاسه و مانند آن . بش زنی . بندزنی : عهدهای شکسته را چه طریق چاره هم توبت است و شعابی . سعدی (کلیات، قصاید، چ فروغی ). رجوع به شَعّاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعابی . [ ش َ ع ْ عا ] (حامص ) بند زدن ظرفهای شکسته . مرمت کردن کاسه و مانند آن . بش زنی . بندزنی : عهدهای شکسته را چه طریق چاره هم توبت است و شعابی . سعدی (کلیات، قصاید، چ فروغی ). رجوع به شَعّاب شود.