شعبده باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعبده باز. [ ش َ / ش ُ ب َ دَ / دِ ] (نف مرکب ) کسی که شعبده بازی می کند و چشم بندی می نماید. (از ناظم الاطباء). بازیگر که بازیها و کارهایی تعجب افزا ظاهر کند. (غیاث اللغات ). مُشَعبِد. شعبده ساز.(یادداشت مؤلف ). مشعبذ. (منتهی الارب ) : دور فلک را به گرد من نرسد ره گرچه مهندس نهاد و شعبده باز است . خاقانی . شعبده بازی که درین پرده هست بر سرت این پرده به بازی نبست . نظامی . آب و آتش بهم آمیخته ای از لب لعل چشم بد دور که بس شعبده باز آمده ای . حافظ. چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز ازین حیل که در انبانه ٔ بهانه ٔ تست . حافظ. تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی ازین طرفه تر برانگیزد. حافظ. رجوع به شعبده و شعبده بازی شود. ♦ فلک شعبده باز ؛ فلک بازیگر و روزگار حیله باز. (ناظم الاطباء) : فریاد ز دست فلک شعبده باز شهزاده به ذلت و گدازاده به ناز. (منسوب به خیام ). ◄ اشکبار. (آنندراج ) : دلبر من چو خبر یافت ز عزم سفرم دردوید از سر حسرت سوی من شعبده باز. مولانا مظهری (از آنندراج ).