شعبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعبة. [ ش ُ ب َ ] (ع اِ) شعبه . شاخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ٦١). شاخ درخت . (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). شاخ برین درخت . (دهار). شاخه (در درخت ). شاخچه . شاخک . شاخ خرد درخت . ج، شُعَبات، شُعُب . (یادداشت مؤلف ). ◄ آنچه مابین دو شاخ درخت و میان دو شاخ گاو و مانند آن بود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ طایفه ای از هر چیز. (از اقرب الموارد). پاره ای از هر چیز و منه : الحیاء شعبة من الایمان ؛ ای هو یمنع من المعاصی کما یمنع الایمان وکذا: الشباب شعبة من الجنون ؛ ای طائفة منه . (منتهی الارب ). جزء و پاره ای از چیزی . (ناظم الاطباء). ◄ پیوند کاسه و خنور. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). پاره ای که در کاسه بندند. (مهذب الاسماء). ◄ کرانه ٔ شاخ . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کناره ٔ شاخه ٔ درخت . (از اقرب الموارد). ◄ آبراهه ٔ خرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). مسیل خرد. (از اقرب الموارد). ◄ آبراهه ٔ در ریگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مسیل در ریگ . (از اقرب الموارد). ◄ پشته ٔ خرد. ◄ جوی بزرگ از جویهای رودبار. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ شکاف کوه که آب باران در وی گرد آید و مرغان در آن جای گیرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) . ◄ سختی زمانه . ج، شُعَب، شِعاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ فرقه . (اقرب الموارد).
شعبة. [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) ابن عیاش، مکنی به ابوبکر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوبکربن عیاش و نامه ٔ دانشوران ج ١ ص ٥٩٧ شود.
شعبة. [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) ابن حجاج بن ورد ازدی بصری، مکنی به ابوبسطام و متوفای سال ١٦٠ هَ . ق . او راست : کتاب تفسیر. (از یادداشت مؤلف ). از ائمه ٔ مسلمین و رکنی متین از ارکان دین است . (از منتهی الارب ).