شعرباف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که از موی یا ابریشم پارچه بافد، موی تاب.مترادفها و واژههای مرتبطبافنده، جولا، نساجواژه قبلی: شعراواژه بعدی: شعری