شعوبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعوبی . [ ش ُ بی ی ] (ع ص نسبی، اِ) کسی که تازیان را حقیر شمارد و آنان را بر ایرانیان و سایر مردمان ترجیح ندهد و فضیلتی برای عرب قائل نباشد. (ناظم الاطباء). آنکه عرب را از عجم تفضیل ننهد، و آن گروه را شعوبیه گویند. (از منتهی الارب ). آنکه عرب را برعجم و سایر ملل ترجیح ننهد. مسلمی غیرعرب که بر تفوق عرب بر ملل دیگر قائل نیست . مسلم که متعصب است درباره ٔ عجم . ج، شعوبیة. (یادداشت مؤلف ). کسی که شأن عرب را فروشمرد و ایشان را شعوبیه گویند، و در صحاح آمده که شعوبیة فرقه ای باشند که عرب را بر عجم تفضیل ننهند. (از اقرب الموارد). و رجوع به شعوبیة شود.
شعوبی . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است به یمن . (از منتهی الارب ).