شغاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شغاف . [ ش َ ] (ع اِ) غلاف دل یا پرده ٔ آن یا دانه ٔ دل یا خال سیاه آن یا درآمدنگاه بلغم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (دهار) (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). حجاب قلب . غشاء. غلاف قلب . حبه ٔ قلب . سویدای دل . (یادداشت مؤلف ). پوشش دل . (مهذب الاسماء) : چون پشیمانی ز دل شد تاشغاف زآن سپس سودی ندارد اعتراف . مولوی . ◄ بیماری زیر تهیگاه از جانب راست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). دردی است که زیر استخوانهای پهلو گیرد از سوی شکم . (یادداشت مؤلف ). ◄ درد تلاق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درد قلب . (یادداشت مؤلف ). ◄ شکم درد. (از اقرب الموارد). و رجوع به شُغاف شود. ◄ اصل گناه . (ناظم الاطباء).
شغاف . [ ش ُ ] (ع اِ) درد تلاق . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ درد غلاف دل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شکم درد. (از اقرب الموارد). ◄ بیماری زیر تهیگاه از جانب راست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به شَغاف شود.