شغا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شغا. [ ش َ ] (ع اِمص ) تقطیر بول . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شغیة. (اقرب الموارد). رجوع به شغیة شود. ◄ ناهمواری دندانها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
شغا. [ ش َ ] (ع مص ) شَغاً. مختلف شدن دندانهای کسی در بلندی و کوتاهی و خروج و دخول . شَغْو. (منتهی الارب ). اختلاف روییدن دندانها در درازی و کوتاهی، و خروج آن عیب است . (از اقرب الموارد). ناهمواری برآمدن دندان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کم و بیش شدن دندانها در طول و عرض، و آن از عیوب است . پس و پیشی و بلندی و کوتاهی دندانها. (یادداشت مؤلف ). شُغُوّ. شَغاً. (اقرب الموارد). و رجوع به مصادر مزبور شود.
شغا. [ ش َ /ش ُ ] (اِ) جعبه و تیردان و ترکش . (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). شقا. شکا. تیردان . (آنندراج ) (از انجمن آرا). ترکش . (فرهنگ جهانگیری ). ترکش و تیردان را گویند، و آن جاییست که تیر در آن نهند و بر کمر بندند و به عربی جعبه خوانند. (برهان ). شقا هم توان خواند، آیا ممکن است شقا از شکاف به معنی گنجه و جای رخت باشد؟ (از فرهنگ لغات شاهنامه ). کنانه : بیفکند رستم شغا و کمان همه خیره گشته بر ایشان کیان . فردوسی (از انجمن آرا). به وقت کارزار ار خصم ورزد نام و ننگ او فلک از گردن آویزد شغا و نیم لنگ او. فرخی . ای سرافرازی که از تاج شهان زیبد همی بر میان بندگان تو شغا و نیم لنگ . امیرمعزی (از انجمن آرا). و رجوع به شقا و شگا و شُغ شود.