شغر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شغر. [ ش َ ] (ع اِمص ) پای برداشتن سگ تا بمیزد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (از تاج المصادر بیهقی ). یک پا برداشتن سگ باشد بجهت شاشیدن . (برهان ). برداشتن سگ یک پای خود را خواه بول کند و خواه بول نکند یا تا بول کند. (ازاقرب الموارد). ◄ برداشتن مرد هر دو پای زن را تا با وی بیارامد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ برداشتن زن پای خودرا وقت آرمیدن با مرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خالی ماندن بلاد از مردم که حراست و حفاظت آن نمایند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خالی ماندن شهر از مردم . (آنندراج ) (از برهان ) (از یادداشت مؤلف ). ◄ دور شدن مرد. (از اقرب الموارد). ◄ غالب آمدن مردمان را در حفظ شخص غریب . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) . ◄ بیرون کردن کسی را از جای .(از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). اخراج و نفی کسی از زمین . (از اقرب الموارد). تبعید. ◄ دور ماندن شهر از پادشاه و ناصر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ پریشان و پراکنده کردن . ◄ پاسپر کردن چیزی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ برداشتن شتر ماده دو پای خودرا و زدن بچه را. (از اقرب الموارد). ◄ بلند کردن شتر ماده پاهای خود را هنگامی که میخواهندسوار شوند. (از اقرب الموارد). ◄ بر سر داشتن و بر زمین زدن شتر نر ماده را. (ناظم الاطباء).زدن شتر سر خود را زیر شکم ناقه نزدیک پستان آن و بلند کردن آن را و بر زمین زدن . (از اقرب الموارد).
شغر. [ ش َ ] (ع اِمص ) دوری . ◄ گشادگی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ جدایی . ◄ تقسیم . (ناظم الاطباء).
شغر. [ ش ُ / ش ُ غ ُ ] (اِ) خارپشت . (ناظم الاطباء). اما لغت مصحف سغر و اسغر است . رجوع به سغر و اسغر شود. ◄ شغار و راسو. (ناظم الاطباء).