شغور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شغور. [ ش ُ ] (اِ) پوست گاو. ◄ شاخ گاو. ◄ شغال . ◄ شغار و راسو. (ناظم الاطباء). ممکن است که در این معنی مصحف سغر و سغور(صورتی از سغر، اسغر) باشد. ◄ حرام و هرچیز که در شرع از آن نهی کرده باشند. ضد شغاد. ◄ قدری . ◄ برخی . (ناظم الاطباء).
شغور. [ ش َ ] (ع ص ) شتر ماده ٔ دراز که چون خواهند بر وی سوار شوند پای خود را بردارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
شغور. [ ش ُ ] (ع مص ) شغر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شغر شود.