شفاخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفاخانه . [ ش ِ / ش َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) بیمارستان . (ناظم الاطباء). دارالشفاء، و آن مکانی بود که ملوک و امرا برای معالجه ٔ غربا و مساکین مقرر سازند. (آنندراج ) : دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست از لب خود به شفاخانه ٔ تریاک انداز. حافظ. مستیی را که خماری نبود در دنبال از شفاخانه ٔ آن نرگس بیمار طلب . صائب . ◄ اداره ای است که به بهداشت شاگردان آموزشگاهها رسیدگی کرده و بیماران را درمان میکند، پیشتر «پست صحی امدادی مدارس »گفته میشد . (لغات فرهنگستان ).