شف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شف . [ ش َف ف / ش ِف ف ] (ع ص، اِ) جامه ٔ تنک که از ورای آن چیزها دیده شود. ج، شُفوف . (ناظم الاطباء). جامه ٔ تنک . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). پارچه ٔ تنک و نازک . (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ): ثوب شف ؛ جامه ٔ بسیار تنک و نازک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ پرده ٔ تنک و باریک که از پس آن چیزی توان دید. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ). پرده ٔ تنک . ج، شفوف . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). ◄ (اِ) ریح و باد. (ناظم الاطباء). باد. (آنندراج ). ◄ (اِمص ) فضل و فزونی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). افزونی . (از برهان ) (فرهنگ جهانگیری )(مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ). ◄ کمی و نقصان (از اضداد است ). (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کمی . (از برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (غیاث اللغات ) . نقصان . (آنندراج ) (مهذب الاسماء). ◄ (اِ) بقیه ٔ روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (ص ) کم . (از منتهی الارب ).
شف . [ ش َ ] (اِ) شب . (از برهان ) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ). ◄ سرشف . (یادداشت مؤلف ).
شف . [ ش َف ف / ش ِف ف ] (ع مص ) جنبیدن . ◄ افزون شدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). افزون آمدن . (المصادر زوزنی چ بینش ص ٣٠٨) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). افزون کردن . (فرهنگ جهانگیری ). ◄ کم گردیدن (از اضداد است ). (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نقصان کردن . (برهان ). کم کردن . (فرهنگ جهانگیری ). ◄ سود کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ جهانگیری ). ◄ اندوهگین کردن .(از المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (فرهنگ جهانگیری ). اندوهگین ساختن . (برهان ). ◄ نزارکردن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).نزار کردن غم تن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). لاغر کردن . (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). گداختن تن . (مصادراللغة زوزنی ). ◄ دوام یافتن و ثابت شدن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ تنک شدن جامه . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).