واژه جو

شقاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شقاری . [ ش ُ را / ش ُق ْقا را ] (ع اِ) لاله و یا گیاهی دیگر سرخرنگ . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گیاهی است . (از مهذب الاسماء). شقایق النعمان است . (از مخزن الادویه ). ◄ ج ِ شَقِر. (ناظم الاطباء). ◄ دروغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) . دروغ و کذب . (ناظم الاطباء).

معنی شقاری | واژه جو