واژه جو

شل و شفته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شل و شفته . [ ش ُ ل ُ ش ِ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب، از اتباع ) آبکی . مقابل سفت . مقابل محکم . (یادداشت مؤلف ). ◄ طعام درهم نیامیخته . طعام جانیفتاده بر اثر خوب نپختن و این چنین غذا را اصطلاحاً گویند: آبش یک طرف است دانش یک طرف . (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی شل و شفته | واژه جو