واژه جو

شل و پر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شل و پر. [ ش َ ل ُ پ َ ] (ص مرکب، از اتباع ) شل و پل . قطعه قطعه . پاره پاره . (یادداشت مؤلف ). ♦ شل و پر کردن ؛ قطعه قطعه کردن . از هر جای مجروح کردن . بسیار جراحات وارد کردن . از پا انداختن : پنجاه نفر رعیت با چماق شصت قزاق را شل و پر کردند. (یادداشت مؤلف ). له و لورده کردن .

معنی شل و پر | واژه جو