شلف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ لْ) (ص.) زن بدکاره، فاحشه.واژه قبلی: شلغمواژه بعدی: شلفیه