شلیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شلیخ . [ ش َ ] (اِ) صدا. آواز. (ناظم الاطباء) (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). آواز. (آنندراج ) (از انجمن آرا) : نعره در وی شلیخ موسیقی ناله در وی نوای موسیقار. رشید وطواط. ◄ جانماز، یعنی بساط کوچک و یا حصیری که گسترده و بر روی آن نمازخوانند. (ناظم الاطباء). شلنج .