شلیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شلیدن . [ ش َ دَ ] (مص جعلی ) مصدر جعلی از شَل (اشل عربی ). لنگیدن . لنگان لنگان رفتن . با یک لنگ پا رفتن . شلان رفتن . (یادداشت مؤلف ) : هیچ نیابی فراز و شیب قران در غزل و می بطبع چون نشلی . ناصرخسرو. رجوع به شلان شلان شود. ◄ چنگ زدن . تشبث کردن . درآویختن به چیزی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول عامه، مردن . ♦ شلیدن برای کسی ؛ بمزاح به جای مردن : بشلم برات ؛ بمیرم برات . (یادداشت مؤلف ).