شلیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شلیل . [ ش َ ] (اِ) میوه ٔ خوشبو و گوارا و آبدار شبیه به شفتالو. (از غیاث ) (از فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). زلیق . شلیر. شفترنگ . رنگینان . تالانک . فرسک . شفتالوی بی پرز. شبته رنگ . و در شلیر، را به لام بدل شود. (یادداشت مؤلف ). درختی است از تیره ٔ گل سرخیان از دسته ٔ بادامیها که در حقیقت یکی از گونه های هلو محسوب است . میوه اش از هلو کوچکتر و بدون کرک و دارای طعمی مطبوع است . اصل این درخت از آسیا است و بهترین نوع آن در ایران کشت می شود. (فرهنگ فارسی معین ).رنگش سفید یا سرخ و یا سرخ و سفید است : زمین بین که از رنگ معشوق عاشق گهی سیب بیرون دهد گه شلیل . خواجه عمید لوبکی (از جهانگیری ). ♦ شلیل دورنگ ؛ زردآلو. (ناظم الاطباء).
شلیل . [ ش َ ] (ع اِ) پلاسی از پشم یا موی که بر کیمخت شتر پس پالان پوشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). شال و کفل پوش اسب . (از مهذب الاسماء). ◄ پیراهنچه ای که در زیر زره پوشند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). جامه که در زیر زره پوشند. (فرهنگ جهانگیری )(برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از اقرب الموارد). ◄ زره کوتاهی که در زیر زره بزرگ پوشند. ج، اَشِلّة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء) (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ میان وادی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ جای جاری شدن آب وادی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ خطهای دراز از گوشت در پشت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ آب بینی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).