شمارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمارش . [ ش ُ رِ ] (اِمص ) شمار. تعداد. (یادداشت مؤلف ) : خواهی به شمارش ده و خواهی به گزافه خواهیش به شاهین زن و خواهی به کرستون . زرین کتاب . ◄ (ق ) ظاهراً. ◄ مشروحاً. ◄ فرضاً. بالفرض و التقدیر. (ناظم الاطباء). بمعنی فرض و تقدیر باشد و در جایی استعمال کنند که عربان بالفرض و التقدیر گویند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ).