شماریخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شماریخ . [ ش َ ] (ع اِ) ج ِ شمراخ . (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ شمروخ . (اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). رجوع به شمراخ و شمروخ شود. ◄ (اِخ ) (اصطلاح فلکی ) مجموع ستارگان صورت سبع و صورت قنطورس . (یادداشت مؤلف ). ستارگان قنطورس و شیرش را شماریخ خوانند، یعنی خوشه های خرما. (التفهیم ).