شماسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شماسی .[ ش َم ْ ما ] (اِخ ) ابومنصور احمدبن محمودبن اسحاق مقری شماسی . او قرآن را نزد ابوحفص کتانی خواند و از او روایت کرد و خطیب ابوبکر قرآن را بر وی خواند. شماسی به سال ٤٣٠ هَ . ق . درگذشت . (از لباب الانساب ).
شماسی . [ ش َم ْ ما ] (ص نسبی ) منسوب است به دو جا در بغداد، یکی باب الشماسیة است و دومی درب شماس . (از لباب الانساب ).
شماسی . [ ش َم ْ ما ] (حامص ) صفت و شغل شماس . (یادداشت مؤلف ). ◄ (ص نسبی ) منسوب به شماس . آنچه به شماس منسوب و مربوط است : روز شنبه ز دیر شماسی خیمه زد در سواد عباسی . نظامی . کمر به عشق بتانی ببسته ای که میان ببسته اند به زنارهای شماسی . فلکی شروانی . ◄ شخصی که بر دین شماس باشد. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به شماس شود.