شماع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شماع . [ ش َم ْ ما ] (ع ص، اِ) کسی که شمع می سازد و شغل وی ساختن شمع است . (ناظم الاطباء). آنکه شمعها را بسازد. (آنندراج ). شمعریز. موم ریز. (یادداشت مؤلف ) : سوخت دل از غم شماع به جان می کوشیم همچو شمعیم که با روغن خود می جوشیم . سیفی (ازآنندراج ). نمانده پیش شماعی بهائی رشته ٔ شمعی مگر از عشق بازان وام گیرد رشته ٔ جانی . نعمت خان عالی (از آنندراج )